راوی تنهائی ها... - همراز

همراز
راوی تنهائی ها...

راوی تنهائی ها... لب باز کن ... سخن بگو ...

اینجا تنهائی بیداد می کند ...

غربت در میان انبوه کالبدهای افسون شده فریاد می زند ...

راوی تنهائی ها...  لب باز کن ... سخن بگو ...

حکایت این خاک و این دیار مانده در ذهن کودکی ... حکایت غریبیست ...

سالهای دور این موطن پدری ... این زادگاه  آبا و اجدادی ...

حکایت از اَبطال آرام گرفته در مزار سینه ها دارد ...

هوای دمیدنی نیست برای بازدم خستگی ها ...

اینجا هوا ... هوای مه گرفته ی تزویر و سر در گمیست ...

مرگ ... هم سایه ی دور و هولناک قلب های آهنین شده ...

افسوس که دیروز این دیار به امروزش نمی رسد ...!!!

راوی تنهائی ها ... لب باز کن ...سخن بگو ...

این زخم کهنه را مرهمی باید ...!

س خ ن ب گ و ...

 

راز بگشا        link        جمعه ۱۱ خرداد ۱۳۸٦ - زهرا