آرزوها - همراز

همراز
آرزوها

پسرک گل فروش 

نرگس های زیبایت را به چند می فروشی؟!

تو در حسرت اسکناس های رنگارنگی که مچاله کنی میان انگشتانت

و من در آرزوی اینکه ای کاش تمامی آن نرگس ها برای لحظه ای در آغوشم مستم می کرد

افسوس که آرزوی تو و آرزوی من میان این کاغذ های کثیف گم می شود!

پسرک گل فروش

تو را به جان نرگس ها آرزوهایم را ارزان نفروش!

 

راز بگشا        link        جمعه ٦ اردیبهشت ۱۳۸٧ - زهرا