تهِ تهِ دوست داشتنم - همراز

همراز
تهِ تهِ دوست داشتنم

 

 

و توئی که انگار می مانی ... می نشینی میان این همه بودن و نبودن های من؛میان تمام خط

خطی های گفته هایم!

.

و آنگاه خود را کلمه ای می یابی که معنایت منم/و مرا صدفی که مرواریدم تویی/و خود را

اندامی که روحت منم/و مرا سینه ای که دلم تویی/و خود را معبدی که راهبش منم/و مرا قلبی

که عشقش تویی*

.

ولی انگار باز هم جا می مانی درون همان چند نقطه ی همیشگی ام... کنار همان گفته های

بی توام.

و چه خوش می نشینی در همان تهِ تهِ دوست داشتنم.

 

*دکتر علی شریعتی

 

 

راز بگشا        link        پنجشنبه ۳٠ خرداد ۱۳۸٧ - زهرا